+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:44 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:41 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:40 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:28 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:27 توسط زندگی
|
من با عشق آشنا شدم
و چه کس این چنین آشنا شده است ؟..
هنگامی که دستم را دراز کردم که دستی نبود .
هنگامی که لب به زمزمه گشودم ،
که مخاطبی نداشتم .
و هنگامی که تشنه آتش شدم ،
که برابرم دریا بود و دریا و دریا..(دکتر علی شریعتی )
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:25 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:23 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:20 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:19 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:43 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:42 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:42 توسط زندگی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:40 توسط زندگی
|
مگذار مرا دراین هیاهو، آقا / تنها و غریب و سربه زانو آقا
ای کاش ضمانت دلم را بکنی / تکرار قشنگ بچه آهو آقا
عیدتون مبارک
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:26 توسط زندگی
|











سلام