عكس های عاشقانه (LOVE)





در یکی از محلههای مرکزی شهر پاریس، دیواری وسیع جا خوش کرده است که سرامیکهایی لاجوردی تنش را پوشاندهاند و روی آن با ۳۰۰ زبان زنده دنیا بیش از هزار بار به رنگی سپید نوشته شده است: «دوستت دارم».
سهم ما ایرانیها هم، دو تا از آن دوستت دارمهاست که یکی از آنها بالای دیوار قرار گرفته است و دیگری تقریبا در مرکزش. دوستت دارمهای ایرانی جای خوبی قرار گرفتهاند و چشم هر گردشگری دستکم یک بار آنها را میبیند، شاید به این دلیل که خط ایرانی زیباست، شاید هم به این خاطر که ما ایرانیها به عاشقی معروفیم.
ما عشق را نسل به نسل در روح یادگاریهایمان دمیدهایم، عشق اگر نبود، هنرهایمان ماندگار نمیشد، ادبیاتمان شکل نمیگرفت و بناهای تاریخیمان استوار نمیماند، عشق اگر نبود دریا دریا گلزار شهدا و مفقودالاثر و جانباز نداشتیم و شاید اصلا ایرانی هم وجود نداشت چه، عشق، به همه آنها که به آن باور دارند، طعم جاودانگی میچشاند.
آن که این دیوار را بنا کرده، حتما میدانسته است که بازدیدکنندگانش، «دوستت دارم» را به همه زبانهای دنیا نمیدانند، اما مطمئن بوده است که جادویی در این چند کلمه نهفته است که حتی بدون فهمیده شدن معنایش، چشمها را مینوازد.


هر وقت که بین رفتن یا موندن مردد بودی
شیر یا خط بنداز...
مهم نیست شیر بیفته یا خط ...
مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه
یه دفعه بفهمی
دلت بیشتر میخواد شیر بیفته ، یا خط.......!


به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید.

مشاهده در ادامه مطلب...

به روایتی می گویند این دونفر اولین عشاق یا کهن ترین عاشقان بوده اند

مشاهده در ادامه مطلب...
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد من شروع کردم
وقتی او تمام شد من شروع کردم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()














اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست.
همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست
|
حقیقت و عشق تنها مفاهیمی هستن که ارزش زندگی
کردن برای آنها وصد البته ارزش مردن برای آنها وجود دار

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی چهار دیوار بدون پنجره
عشق یعنی گفتنی با گوش کر
عشق یعنی دیدنی با چشم کور
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق یعنی آخر خط بهشت
عشق یعنی گم شدن در لحظه ها
عشق یعنی آبی بی انتها
-lahazat-(22).jpg)
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم...
یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم...
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم...
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

سفارش
از دست تو رنجيدمو چيزي نگفتنم
با ديگرانت ديدمو چيزي نگفتم
كلي سفارش كرده بودي من نفهمم
اين نكته رو فهميدمو چيزي نگفتم
چرا بايد؟
هميشه عكسه نازت روبرويم
نگاهه تو دليله جستجويم
چرا بايد تمامه حرف ها را
بدون تو به تصويرت بگويم؟
درد مي كشم
به روي برگه زندگي دو خط زرد ميكشم
و چشمه عاشقه تو را كه گريه كرد ميكشم
تو رفتي و بدونه تو كسي نگفت با خودش
كه من بدون تو چقد درد ميكشم
به دل هميشه دريات
آسمون آرزمو پر از ابرهايه تيره
لالايي واست بخونم تا شايد خوابت بگيره
اگر از خواب نپريدي تويه خواب خدارو ديدي
يه جوري بپرس ازش كه دلامون چرا اسيره
اما بهتره بدوني طبق اصله مهربوني
دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزيره
چشمايه تو شده خسته بغض آرزوت شكسته
اما باز تو فكره ايني اگه من رو نپذيره
بهتره بيدار نشيني اونو تويه خواب ببيني
واسه ديوونه بودن عزيزم هميشه ديره
خوش به حاله بعضي مردم كه شدن تو زندگي گم
التماس سرخ سيب ها پيششون چقد حقيره
نه به فكره عطره ياسن نه به فكره التماسن
خنده داره واسشون كه دله ما يه جايي گيره
چي بگم شبم تموم شد نديدم اونو حروم شد
كاش ميدونست يكي اينجا بدجوري واسش ميميره
از سروده های مریم حیدرزاده
|

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم
هستی ؟
پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم
دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی
بگویی عاشقم هستی ؟!!!!
پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم
دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به
راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را
بکنی !!!!
پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی
چون صدای تو گیراست
چون جذاب و دوست داشتنی هستی
چون باملاحظه و بافکر هستی
چون به من توجه و محبت می کنی
تو را به خاطر لبخندت دوست دارم
به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد
چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت
نامه بدین شرح بود :
عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی
پس نمی توانم دوستت داشته باشم
دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت
کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای
دوست داشتنت ندارم
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟
نه
و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم

این است یک عشق جاودانه
لحظه ایست عاشقانه
کلامیست صادقانه

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟
سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...
گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...
عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .
به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .
به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...
به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .
به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .
به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * .
به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم .
به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .
به عشق دیدنت بی قرارم . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .
به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی * دوستت دارم * . . .
من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم
به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .
لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .
آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...
به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .
من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...
به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .
به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی
به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...
ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها * دوستت دارم * .
پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟
این بار او سکوت کرد .
و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...
اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...
و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست
